محرم 91 و حسنا
حسنای قشنگترینم پارسال وقتی تو دلم بودی از روز تاسوعا دوباره دل درهای بدی اومد سراغم ومنم مثل همیشه دلواپس تو.مامانی هم تو رو اول به خدا بعد به رقیه 3 ساله امام حسین سپرد ونذر کردم که سال بعد (یعنی همین امسال)هموزنت شیر تقسیم کنم .وهمین کارو باهم انجام دادیم خدا ازمون قبول کنه. دخترکم امسال دهه محرم با وجود تو برای ما خیلی با شکوهتر بود وقتی که شبها بیرون میرفتیم و تو تا موقعی که دسته ها وعزاداری رو میدیدی آروم وبا نگاهی معصومانه به سینه زنها نگاه میکردی چیزی نمیگفتی و همین که تموم میشد بیقرار میشدی.بابا جون رضا هم تو رو با خودش تو دسته سینه زنشون میبرد وتو تا یه مسیری همراهشون میرفتی وبا کمک بابا جون سینه میزدی. (اینم چند تا عکس ا...
نویسنده :
فائزه
16:30



